تبليغاتX
روزگاری یک پروشات
شنبه هفدهم شهریور 1386
و خداوند برنامه ریزی را آفرید...
برنامه یک روز کاری: (ایضاْ چهارشنبه سیاه)

ساعت ۸:۳۰ جلسه با مدیر بخش آی-تی

ساعت ۹: مذاکره تلفنی خرید!

ساعت ۱۰: بازدید روزانه

ساعت ۱۲: جلسه آموزش

ساعت: ۱۳: چکینگ مواد اولیه و بازرسی عملیاتی

ساعت ۱۴: پیگیری مذاکرات...

ساعت ۱۵: آپدیت سایت و جلسه سی ام اس!

ساعت ۱۶: تهیه نامه آموزش و رونوشتهای مربوطه!

ساعت ۱۷: جلسه دفتر رئیس... (رئیس قراره بره مرخصی یک هفته ای)

ساعت ۱۸: قرار!

ساعت: ۱۹:۳۰: وقت دکتر جان!

...

برنامه اجرا شده: تداخل مذاکرات آی تی و سی ام اس! تداخل برنامه بازدید عملیاتی بهداری و بازدید بخش خدمات تخصصی! گم شدن داکیومنتهای مربوط به اموزش در دفتر! پیدا شدن داکیومنتهای مربوطه ۲ ساعت بعد در دفتر مدیر؟!!! کنسل شدن مذاکره تلفنی و مراجعه حضوری! امضاء گرفتن جهت نامه های تهیه شده از رئیس- تغییرات نامه ها و داکیومنتها در آخرین لحظه توسط رئیس! توجیه موارد و بازگرداندن نامه به شکل تقریباْ اولیه توسط ژروشات! تایپ اشتباه نامه و ایستادن بالای سر خانوم ب و دیکته کردن حروف، نیم فاصله و اینسرت تکست رپینگ برک به ایشان! ترک محل کار در ۱۸:۴۰! رسیدن به قرار در ۱۹! ترک محل ۱۹:۵ و ایستادن جهت یافت شدن تاکسی تا ۱۹:۳۰! دیر رسیدن به دکتر جان و از دست دادن نوبت! منتظر ماندن! بازگشتن به منزل داغان! خوابیدن!