تبليغاتX
روزگاری یک پروشات
شنبه سوم شهریور 1386
دوقلوهای ما
خسبیده ایم در رختخواب و خواهری در حال تعریف است از دوقلو داداشهایمان!

"به کابه میگم که آخه یه کم از کیبان یاد بگیر زرنگ باش!

"کیبان میگه من تا حالا فکر میکردم من خیلی زرنگم! اما حالا فهمیدم من معمولیم ام! کابه خنگه!"

پینوشت: این دوتا بچه نیستنها! ۲۱ سالشونه!